ه‍.ش. ۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

نگاهی به نوشته های جان بنویل

جان بنویل نویسنده معاصر ایرلندی بدون شک جایگاه غیر قابل انکاری برای کارهای خود, نه تنها در ادبیات داستانی ایرلند بلکه درمیان داستان نویسان جهان پیدا کرده است. این جایگاه خصوصا بعد از آن تثبیت شد که وی جایزه بوکر را برای رمان "دریا/The Sea" در سال 2005 تصاحب کرد. وی تا کنون 19 اثر داستانی منتشر کرده است که آخرین آن ها رمان "بی نهایت/Infinities" در سال 2010 توجه بسیاری در محافل ادبی بخود جلب کرد.
او به آن دسته نویسندگان ایرلندی تعلق دارد که نسبت به مضامین ملی و عرقی ایرلند نسبتا بی تفاوت هستند و بیشتر دغده های بنیادی تری را به قلم می کشند. بی تردید تاثیر جیمز جویس و ساموئل بکت بر این ساق نوشتن قابل توجه است. با این وجود بنویل خود را بیشتر وامدار فرانتس کافکا و هنری جیمز میداند. اضافه بر این, آنچه وی را از دیگر نویسندگان هم عصرش متمایز میکند شاید این باشد که اوفلسفه را بسیار بیشتر ازداستان مطالعه کرده است.
از جمله مضامینی که بنویل را متداوما بخود مشغول کرده رابطه بین خیال و واقعیت است. این مشغله در رمان "کتاب مدارک/The Book of evidence" به اوج میرسد. جفری مانتگامری, راوی داستان, شخصیت روان رنجوری را به تصویر میکشد که علاقه شدیدی به تابلوهای نقاشی هنرمندان هلندی قرن نوزدهم دارد. در اواسط این روایت اول شخص, راوی چندین صفحه از داستان خود را به توصیف "بانوی در تابلو" اختصاص میدهد. این توصیف تا آنجا ادامه پیدا میکند که انگارآن بانو جان میگیرد و مانند انسان واقعی شروع به زندگی میکند. در همین حال او مستخدم منزلی که تابلو در آن به نمایش گذاشته شده را با ضربات ممتد چکش از پای در می آورد. برای او خیال واقعی تر از واقعیت زندگی مینماید و از این پس دغدغه خود را صرف دوباره زنده کردن مستخدم مقتول با نوشتن می کند.

شاید آنچه بنویل را بیش از همه به فلسفه نزدیک میکند این است که وی اغلب راویانی را به قلم میکشد که به صورت خود آگاه راجع به ساختار زبان تعقل می کنند. به عنوان مثال راوی داستان "کتاب مدارک" در جایی از داستان میگوید: "شاید اشیاء به خودی خود وجود ندارند و واژه ها هستند که اشیاء را به وجود می آورند. یا شاید اشیاء به نوعی وجود دارند, اما واژگان به آنها هستی داده اند."(55)
پر واضح است که راوی از روایت کردن داستانش دست برداشته و اکنون مانند یک فیلسوف پسا ساختار گرا راجع به ماهیت معنی ساز زبان می اندیشد.

در آخر قابل ذکر است که بنویل نویسندگان معاصر ایرلند را به دو دسته تقسیم میکند: آنان که پیرو مکتب جریان سیال ذهن جویس اند و آنان که وارث مینیمالیسم رادیکال بکت. هر چند بسیار دشوار است وی را منحصرا در گروهی دسته بندی کرد اما او خود را بکتی میداند. با این وجود در پاسخ به سوالی که طی سفرش به فرانسه از او پرسیدم, وی خود رابه هیچ عنوان نویسنده ای پسا مدرنیست نمیداند و خود را بیش از همه متاثر از جیمز و کافکا میداند.

مهدی قاسمی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر